{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان بمویِ تو آشفته ام، به بویِ تو مست،

چنان بمویِ تو آشفته ام، به بویِ تو مست،
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست!
دیدگاه ها (۲۲)

در قفس طلبد هر کجا گرفتاری است، من از کمند تو تا زنده ام نخو...

وقتی که گاهی بالِ دل، گاهی وبالی بر دل است! از غیر تا تو می ...

شب گرچه غم افزاید، خورشید از او زاید،چون راحت دل خواهم، از د...

ای ساغر لولی وشان ، جام جمِ وارستگان،ای سائل دُردی کشان، جام...

گر نیمه شبی مست به آغوش من افتد؛چنان به لبش بوسه زنم کز سخن ...

چنان عید غدیرش دلربا افتاد در عالمکه یک هفته جلوتر می‌روم از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط