{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب جمعه تو را ندبه کنان میخوانم

هر شب جمعه تو را ندبه کنان میخوانم
نفسم ،سینه زنی کرد و دلم گفت حسین

جنس من ،عشق حسین بودو تنم،آتش خاک
هر نفس ،قافیه ی آب و گلم گفت حسین

شعر آمد به لب و قافیه بی سامان شد
واژه واژه به جنون ،جان قلم گفت حسین

جمعه شب ها،دل من شور حرم میگیرد
باز هم جمعه شب و باز دلم گفت حسین


حرم کربلا
دیدگاه ها (۵)

مرد بی رحم

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

۞شب جمعه۞هر شب جمعه تو را ندبه کنان میخوانمنفسم ،سینه زنی کر...

شعر آمد بہ لب و قافیہ بے سامان شد؛واژه واژه بہ جنون، جان قلم...

واژه واژه بہ جنون، جان قلم گفٺ حسینجمعہ صبحها، دل من شور حرم...

دلم گفتحسـ❣ ــینهر شب جمعہ ٺو را ندبہ ڪنان میخوانمنفسم ،سینه...

#شب_جمعههر شب جمعه تو را ندبه کنان میخوانمنفسم ،سینه زنی کرد...

⚜ شعرآمد به لب وقافیه بی سامان شد⚜ واژه واژه به جنون ،جان قل...

🌿 باز هم آب بهانه شد و یادت کردم🌿 یادت افتادم و با گریه عیاد...

باز هم وِلوِلہ‌اے در حرم انداختہ‌اےمادرٺ آمد و غم در دلم اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط