{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستت دارم ولے ، هرگز نیا دنبال من

دوستت دارم ولے ، هرگز نیا دنبال من
حق من بودے چرا ، هرگز نبودے مال من ؟
مے روم با پاے خسته ، دست بسته ، چشم تر
شڪر میگویم خدا را ، هست ناخوش حال من
مے روم از شهر تو بیرون ، به شهر دیگری
هیچڪس حتے نمے آید به استقبال من
ڪوله باره پاره ام را توشه ے راهم ڪنم
گم شده اسباب من ، در هم شڪسته بال من
فال مے گیرم و مے دانم ڪه تعبیرش بد است
اشک حافظ را در آوردم ، ڪه این شد فال من
شعر مے گویم بدین سان ، گرم میگردد سرم
سرد میگردد سرم ، با سردے اقبال من
دیدگاه ها (۳)

هنوز حوصله اے هست گرچه درگیرمچطور از تو نگویم تب ِ نفس گیرمچ...

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور مے ڪنی؟یک گذر بر قلب او ، یڪ...

بندیَم و در پیِ آزادیَمدر بدیَم شهره ی آبادیَمباز به مهمانی ...

دلم را سپردم به بنگاه دنیاو هِی آگهی دادم اینجا و آنجاو هر ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط