{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه خوش افسانه می گویی به افسون های خاموشی

چه خوش افسانه می گویی به افسون های خاموشی
مرا از یاد خود بستان بدین خواب فراموشی

ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگیرم
که من خود غرقه خواهم شد درین دریای مدهوشی

می از جام مودت نوش و در کار محبت کوش
به مستی ، بی خمارست این می نوشین اگر نوشی

سخن ها داشتم دور از فریب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودی مجال حرف در گوشی

نمی سنجد و می رنجند ازین زیبا سخن سایه
بیا تا گم کنم خود را به خلوت های خاموشی
دیدگاه ها (۷)

NHدلخوشم بانظم موهایت ...پریشانی چرا?من که مستم با نسیمی,عطر...

NHدلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست.تو مرا باز رساندی به یقین...

'تو رها در من و من محو سراپای توامتو همه عمر من و من همه دنی...

زلف او بر رخ چو جولان می‌کندمشک را در شهر ارزان می‌کندجوهری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط