{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو یه جمعی نشسته بودیم یکی داشت اشعار فردوسی میخوند رسید

تو یه جمعی نشسته بودیم یکی داشت اشعار فردوسی میخوند رسید به این بیت :

جهان آفرین چون جهان آفرید
سواری چو رستم نیامد پدید

این بیت رو که خوند یکی گفت تا اینجا نگهدار یه دو بیتم من بخونم ، گفت :

آنروز که عشق سرفرازی میکرد
برقله عشق یکه تازی میکرد
آنروز که عباس یل زینب بود
رستم سر کوچه خاک بازی می کرد
دیدگاه ها (۳)

یه بنده خدایی میگفت؛تو یه جمعی نشسته بودیم یکی داشت اشعار فر...

تو یه جمعی نشسته بودیم یکی داشت اشعار فردوسی میخوند رسید به ...

تو یه جمعی نشسته بودیم یکی داشت اشعار فردوسی میخوند رسید به ...

راوی میگه: تو یه جمعی نشسته بودیم یکی داشت اشعار فردوسی میخو...

تو جمعی داشتن شاهنامه میخوندنیکی این بیت رو خوندجهان آفرین چ...

تو جمعی داشتن شاهنامه میخوندن.یکی این بیت رو خوند:جهان آفرین...

معرفی 19 شیرزن پر افتخار ایران باستان..یوتاب:سردار زن ایران...

دروودشعر فوق العاده زیبا از دکتر بادکوبه ای :شبی دل بود و د...

زندگی نامه شهید سید محمد جواد علویولادت: ۱۶/۰۸/۱۳۶۱شهادت: ۲۴...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط