{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق سه طرفه پارت

✨ عشق سه طرفه پارت ۸✨

یونا از خواب بیدار شد دید که ران و ریندو رفتند حوصله اش سر رفت یکم با گوشی بازی کرد و برای خودش یه ناهار درست کرد و خورد و ۲ساعت خوابید و بیدار شد یه سریال تماشا کرد ساعت ۸ بود لباس هاشو پوشید رفت که قدم بزنه دید دوتا مرد دارند یه بچه رو اذیت میکنند رفت سمتشونو.....

یونا :اون بچه رو ولش کنید احمقا (با نگاه سرد و لحن عصبی)

مرد اولی: نکنه توهم میخوای اذیتت کنیم(با پوزخند)

مرد دومی: از جونت سیر شدی خوشگله

یونا : شما احمقا میدونید من کی ام (با نگاه ترسناک)

مرد اولی:نکنه پلیسی چیزی هستی (می‌خنده)

یونا : من یونا هستم یه از مافیا بگید ببینم اسم سایه شب به گوشتون خورده نادونا (با نیشخند)

مرد دومی: همون روانی قاتل

یونا : چه جالب پس میشناسیدش پس بزارید یکم خودمو معرفی کنم(با نگاه ترسناک)

یه لگد به مرد اولی زد اون ۳متر پرت شد اونور تر و یه مشت به مرد دومی زد اون بیهوش شد

یونا : خب حالا گمشید احمقا (با نیشخند)

اون دوتا فرار کردند و یونا با دست خونی برگشت خونه و دید ران و ریندو برگشتند که ران و ریندو تعجب کردند

ران : ببینم چرا دستت خونیه ؟ اصلا چرا رفتی بیرون؟(با عصبانیت)

ریندو : کسی بهت آسیب رسونده ؟

یونا : این خون من نیست (با لبخند چشم بسته) راستش حوصله ام سر رفته بود رفتم بیرون قدمی بزنم که با دوتا مرد درگیر شدم


ران : تو از کی مبارزه بلدی؟

یونا : راستش یه رازی رو بهتون نگفتم من رییس مافیام (با نگاه سرد )

ریندو: شوخی جالبی نبود

یونا : شوخی نکردم من کاملا جدی ام

ران : اونوقت از کی رییس مافیایی(با تعجب)

یونا : حدوده دوسال یعنی از ۱۶سالگیم

ریندو : خیلی بد شد که

یونا : چطور بخاطر خطرناک بودنش

ران : نه اون نه این تتویی که پرسیدی چیه تتوی بونتنه

یونا :ش شما عضو بونتنید؟

ریندو :آره

ران : چرا از اول بهمون نگفتی؟(با عصبانیت)

یونا : من مجبور نیستم هرکاری که میکنم رو بهتون توضیح بدم

ریندو: برعکس بلکه مجبوری

ران داشت مثل روانی ها میخندید

ران: پس خودت خواستی لیدی گرل ( با نیشخند)

ریندو هم منظور ران و رو فهمید یونا رو پرنسسی بغل کرد و خب خب شما صاحب دوتا بچه فسقلی مسقلی شدید




✨پارت آخر بود. بعد از این سناریو از کی بنویسم ؟✨
دیدگاه ها (۲۳)

✨ سناریو جدید از گوجو ✨✨اسم سناریو: برف آب شده ✨✨نوع سناریو:...

✨ادامه زندگی نامه سوزان✨+ و بعد از اون با گوجو تمرین میکرد و...

✨ عشق سه طرفه پارت ۷✨یونا : راستی کی قراره برین ؟ران : الان ...

✨ عشق سه طرفه پارت ۶✨یونا :بسه دیگه پاشید بیایید صبحونه بخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط