باور کنی یا نکنیمن دیگر آن آدم سابق نیستمآن زمان که من
باور کنی یا نکنی،من دیگر آن آدمِ سابق نیستم!آن زمان که من برای باتو بودن با زمین و زمان میجنگیدم،تو با کوله باری از احساس من دور هایت را میزدی.دیر آمدی!چشمه ی احساسم خشکیده و دیگر آن آدم سابق لعنتی نیستم.تو باید بفهمی دیر شدن هایی هست که ماهی نیستند هروقت از آب بگیری تازه باشند،گلی هستند در گلدان که از تشنگی مرگ را در آغوش میگیرند...!
- ۱۰.۹k
- ۱۴ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۷۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط