دگر عاشق نخواهم شد ...
دگر عاشق نخواهم شد که از این واژه بیزارم
دگر با کس نمی گویم عزیزم دوستت دارم
دگر یادت مرا با خود نخواهد برد از این دنیا
دگر از دوریت چون ابر نمی گریم نمی بارم
وصال تو ، عشق تو خوابی بود بس شیرین
دگر باید پذیرفت این حقیقت را که من بیدار بیدارم
چرا دل را ندادی تو به این دیوانه ی رسوا
تو که دیدی چگونه من به عشق تو گرفتارم
نمی دانم در آن لحظه چرا گفتی خداحافظ
دگر دل خوش مکن حتی به دیدارم
دگر با کس نمی گویم عزیزم دوستت دارم
دگر یادت مرا با خود نخواهد برد از این دنیا
دگر از دوریت چون ابر نمی گریم نمی بارم
وصال تو ، عشق تو خوابی بود بس شیرین
دگر باید پذیرفت این حقیقت را که من بیدار بیدارم
چرا دل را ندادی تو به این دیوانه ی رسوا
تو که دیدی چگونه من به عشق تو گرفتارم
نمی دانم در آن لحظه چرا گفتی خداحافظ
دگر دل خوش مکن حتی به دیدارم
- ۲.۳k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط