{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از جنگل

از جنگل
به کارگاه چوب بری رفتند!
صندلی،
نیمکت،
میز؛
آنکه عاشق تر بود،❤
پنجره شد...!
دیدگاه ها (۱)

میکنم سرفه که منظور: کنار تـو منم😀 کرده‌ام جمع حواسم که نلرز...

[  دو جَهان بی #تُ نَیارزَد  ]❤ #سعدی

تا به رویَش ❤ گرفته‌ام روزهجز به یادش نکرده‌ام افطار....

شده‌ای‌ قاتل ِدلحیف ندانی‌ که ندانی‌ ... #شهریار

گفتم ای جنگل پیرتازگیها چه خبر؟پوزخندی زد و گفت:هیچ! کابوس ت...

دوپارتی# درخواستی از تهکوکوقتی بزرگترین مافیا جهانن و عاشقت ...

✭ میان قهوه و حسادت  ✭ Wylder  P.4 در پایان...کافه خلوت شده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط