{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات عضو منافقین احمق

خاطرات عضو منافقین احمق


فارس: دوستانتان از صحنه درگیری مطلب خاصی به شما نگفتند؟


یکی از آنها خاطره‌ای تعریف کرد که بد نیست اینجا بازگو شود تا ببینید رافت و عطوفتی که سازمان و خصوصا مسعود رجوی از آن دم می‌زد چگونه بود. استراتژی سازمان در عملیات «فروغ» استراتژی «پرچم نظامی» بود. یعنی هر کس که جلوی شما را گرفت او را بکشید و این «هر کس» یعنی پاسدار.


یکی از دوستان تعریف می‌کرد که تعدادی از نیروهای پاسدار را در عملیات «فروغ» اسیر کردیم و آنها را با دست بسته در گوشه‌ای نگه داشتیم. هوا خیلی گرم بود و آنها بسیار تشنه بودند. یکی از افراد پیش فرمانده گردان «عبد الوهاب فرجی» (افشین) رفت و از او پرسید با این اسرا چه کار کنیم؟ افشین که علاقه زیادی به کلت داشت اسلحه‌اش را بیرون آورد و با اشاره گفت همه آنها را این طور آب بدهید.


با اشاره افشین، همه اسرا تیرباران شدند و اجساد آنها روی هم ریخته شد و از آن عکس گرفتند. این عکس تا مدتها به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای عملیات فروغ جاویدان در جلسات نمایش داده می‌شد.
دیدگاه ها (۱)

مرگ بر منافقخاطرات عضو گروه منافقینفارس: شما در عملیات مرصاد...

سلام بر رزمندگان اسلامخاطرات عضو گروه منافقینفارس: چطور؟برخی...

خاطرات عضو منافقین بزدلفارس: بازتاب شکست عملیات فروغ در داخل...

خاطرات عضو گروهک منافقین فارس: سازمان برای ترمیم این وضعیت چ...

عملیات مرصاد

پارت پنجم: هتل آبی 🌧️🖤ساعت دقیقاً هفت و پنجاه‌وهشت دقیقه بود...

P : 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط