{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو

مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو
غلام چشم آن ترکی که در خواب خوش مستی،
نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو
هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش
که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو
رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم
هزارن گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو
روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاری است
 که بر طرف سمن زارش همی گردد جمان ابرو
دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی 
که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو
تو کافردل نمیبندی نقاب زلف و میترسم
 که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
٭اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری 
به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو٭

‌ "لسان الغیب"
دیدگاه ها (۸)

چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دید از...

مرا چشمیست خون افشان...

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دی...

مرا چشمی‌ست خون‌افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد د...

تو کافر دل نميبندی؟، نقاب زلُف و ميترســم😥!!

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد د...

مرا چشمی‌ست خون‌افشان ز دست آن کمان‌ابروجهان بس فتنه خواهد د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط