{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شعر رو دوس دارم

این شعر رو دوس دارم


زندگی یعنی بدون فکر بی پروا شدن
از قبیله کندن و بیگانه و تنها شدن
.
گم شدن در لا به لای کاغذ بی خط باد
نقطه ای بودن ٬ میان صفحه ای پیدا شدن
.
چای نوشیدن کنار شعله های خاطرات
کوهی از یخ بودن و تندیسی از سرما شدن
.
ماسه بازی در کنار ساحل طوفان زده
بعد امواج بلندش باز هم سرپا شدن
.
رستن از پیله نمایش دادن پروانگی
لحظه ای پنهانی و بار دگر رسوا شدن
.
یا زمان اندکی آگاهی از طعم گسِ
بی سروسامانی و دیوانه و شیدا شدن
.
زندگی یعنی گذار از ماه و سال و روز و شب
کاغذ بی ارزشِ تقویمی فردا شدن
دیدگاه ها (۸۲)

یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!جیب ه...

پای یه “علف هرز” هر قدر هم آب و کود بریزی، واست میوه نمیاره ...

زیباترین جمله ایی که اخیرا شنیدمهیچوقت نزاریم آدمای ارزون وا...

وقتی برای دیگران لقمه بزرگتر از دهانشان باشی آنها چاره ای ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط