این شعر رو دوس دارم
این شعر رو دوس دارم
زندگی یعنی بدون فکر بی پروا شدن
از قبیله کندن و بیگانه و تنها شدن
.
گم شدن در لا به لای کاغذ بی خط باد
نقطه ای بودن ٬ میان صفحه ای پیدا شدن
.
چای نوشیدن کنار شعله های خاطرات
کوهی از یخ بودن و تندیسی از سرما شدن
.
ماسه بازی در کنار ساحل طوفان زده
بعد امواج بلندش باز هم سرپا شدن
.
رستن از پیله نمایش دادن پروانگی
لحظه ای پنهانی و بار دگر رسوا شدن
.
یا زمان اندکی آگاهی از طعم گسِ
بی سروسامانی و دیوانه و شیدا شدن
.
زندگی یعنی گذار از ماه و سال و روز و شب
کاغذ بی ارزشِ تقویمی فردا شدن
زندگی یعنی بدون فکر بی پروا شدن
از قبیله کندن و بیگانه و تنها شدن
.
گم شدن در لا به لای کاغذ بی خط باد
نقطه ای بودن ٬ میان صفحه ای پیدا شدن
.
چای نوشیدن کنار شعله های خاطرات
کوهی از یخ بودن و تندیسی از سرما شدن
.
ماسه بازی در کنار ساحل طوفان زده
بعد امواج بلندش باز هم سرپا شدن
.
رستن از پیله نمایش دادن پروانگی
لحظه ای پنهانی و بار دگر رسوا شدن
.
یا زمان اندکی آگاهی از طعم گسِ
بی سروسامانی و دیوانه و شیدا شدن
.
زندگی یعنی گذار از ماه و سال و روز و شب
کاغذ بی ارزشِ تقویمی فردا شدن
- ۴.۵k
- ۱۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط