{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک جنبهٔ دیگر هم هست که پول در آن نیز غیرشخصی، انتزاع محض

یک جنبهٔ دیگر هم هست که پول در آن نیز غیرشخصی، انتزاع محض، و کمیتی بدون کیفیت است. پول نه تنها چیزی را که در قبال آن پرداخت می‌شود تغییر می‌دهد بلکه هم آن تملکی را که شکل پول را به‌‌خود می‌گیرد و هم آن فردی را که دارندهٔ آن است تغییر می‌دهد. در جهانی که تحت حاکمیت پول است و پول در آن معیار جهانی شده قدر هر کس به‌‌قدر پول اوست. پول نه تنها ارزش‌های عینی را قابل مقایسه و مبادله و انتقال از شخصی به‌‌شخص دیگر می‌کند، و به‌‌عبارت دیگر، آن‌ها را انتزاعی می‌کند، همچنین امکان این را فراهم می‌کند که ارزش‌های شخصی را که از نظر کیفی ممتازند به‌‌یکدیگر مربوط و با هم مقایسه کنیم، و چنان که گئورگ زیمل، ماکس وبر، و ارنست تروئلتش (troeltsch) نشان داده‌اند، مردم را به‌‌شیوهٔ تفکر مجرد و علی معتاد می‌کند که در این شیوه، فرد و نمونهٔ فردی قدری ندارد. مثلاً، پول کار را در جهت منافع «شرکت» تشویق می‌کند و می‌پندارند که وجود این شرکت مستقل از کارفرماست، که فرد تلقی می‌شود؛ و در بنا کردن یک نظام عینی و غیرشخصی و قانونی، یک بوروکراسی یا عملکرد مستقل، و یک ارتش که در آن اصول فئودالی غیرعقلی را به‌‌کناری نهاده باشند، نقش خود را ایفا می‌کند، یعنی نقشی در تعدد نهادهائی دارد که خود را از فرد جدا می‌کنند و در ویژگی خلاص کردن خود از تأثیرات و ملاحظات شخصی سهیمند.

پول همان نماد و ذات نسبیت‌گرائی است؛ به‌‌این معنا که مبین ارزش نسبی چیزهائی است که بر آن‌ها مُهر قابل فروش زده می‌شود و ارزش استعمال آن‌ها را به‌‌ارزش مبادله‌ئی تبدیل می‌کند، و بنابراین جوهرشان را از آن‌ها سلب کرده به‌‌حامل‌های محض عملکردها تبدیل‌شان می‌کند، که قیمت خود را دارند، هر چه که با پول قابل تحصیل باشد – و در جامعه‌ئی که به‌‌سبک سرمایه‌داری سازمان یافته و با مصطلحات سرمایه‌داری فکر می‌کند اغلب چیزها با پول خریدنی است – گیر کسانی می‌آید که می‌خواهند و می‌توانند بهترین پول را برای آن بدهند، بدون آن که به‌‌اشخاص یا شایستگی یا توانائی‌شان توجهی بشود. هنگامی که دارائی، کار و خدمات قابل خرید شود، از قلمرو مناسبات شخصی خارج شده، به‌‌قلمرو دیگری وارد می‌شود که این مناسبات، صفات ذهنی و عاطفی و معنوی خود را از دست می‌دهند. پول جانشین هر چیزی می‌شود و همه چیز را تا حد یکسانی کاهش می‌دهد. اماّ، تا هر اندازه هم که در این عملکرد موفق باشد نمی‌تواند این احساس را از میان ببرد که خیلی چیزها منحصر به‌فرد، غیرقابل جایگزینی و غیرقابل مبادله‌اند. در مناسبات انسانی هیچ چیزی تأثیری مخرب‌تر از این واقعیت نداشت که هر چیزی قیمتی دارد و با هیچ، هیچ می‌خریم. در نظر دیگران ارزش هر کس بسته به‌‌قانون آهنین رقابت غیرانسانی بود. در روزگاران دور، امکان داشت که به‌‌ملاحظات انسانی، رسوم پدرسالاری و مراحم سنتی تکیه شود، امّا بعد تمام استثنائات، امتیازات و بخشش‌ها و الطاف، راحت‌طلبی و تن‌آسانی تلقی می‌شد. همه چیز می‌بایست به‌‌تمامی پرداخت شود: زیرا کار یک روز تمام می‌بایست مزد تمام روز پرداخته شود. و تمایلی که با کم‌تر از این ارضا شود وجود نداشت. قوانین بازار بر کلّ زندگی حاکم بود.
دیدگاه ها (۱)

📺 فیلم/ افغانی ۲۵ درصد قوی‌تر شد، اما پول ملی ایران ۸۶ درصد ...

مادر با حجاب ولی دختر ... چرا...

🟩 آیا ولی فقیه نمایندهٔ خدا در زمین است؟(به نامِ حاکم مطلقِ ...

اگر بانک فقط خدماتش را آنلاین کند، هنوز هوشمند نشده است!بانک...

ꨲاꨲعلꨲاꨲمیꨲهبیانیه رسمی کمپانی رد رینآغاز سیستم جدید کارآموز...

💠 آنچه باید از REMUS 600 بدانید🔹 REMUS 600 یک زیرسطحی خودکار...

آرت / فن آرت / اوسی مای هیرو اکادمی / انیمه / اوسیشخصیت مای ...

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

♨️جزئیات شکار دومین زهپاد آمریکایی♨️همه آن‌چه باید از زیرسطح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط