پشت نقابی باشکوه

(پشت نقابی باشکوه)
(Behind a Glorious Mask)
Part: 12
هیون‌سو: درسته،... گمون کنم دفعه‌ی قبل نشد که خودمونو معرفی کنیم و حرف بزنیم.
: دفعه‌ی قبل؟!
هیون‌سو: وقتی توی بار، سون‌هی رفت داخل اتاق بعدا خودتون هم رفتین اما نمیدونم بعدش چی‌ شد که دیگه هیچکدوموتونو ندیدم. (اشاره به سو) راستش با شما هنوز آشنا نشدم.
سو: عا بله، سو ته‌یو هستم.
: ایشون مدیرمونه، دست راستم و مورد اعتمادترین‌.

منظورشو گرفتم که گفت دفعه قبل اما خودمو به ندونستن زدم
راستش همون موقع یکیو دیدم که کاملا روی سون‌هی تمرکز کرده بود اما فکر نمیکردم هیون‌سو باشه، اگه میفهمید که دقیقا زمانی بود که من سون‌هی رو بردم، قطعا شک می‌کرد یه جای کارم می‌لنگه...
به اندازه‌ای که انتظار می‌رفت ظاهر خیلی خوبی داشت همونطور که خواهرش چهره بی نقصی داشت، مشخص بود میخورد برادرش باشه مثل خواهر برادرایی که کپی همن،
اما اون همزمان شبیه یکی دیگه هم بود
یکی که نباید...

سون‌هی: هیون‌سو، توی کره یه دادستانه.
هیون‌سو: عا بله، درسته.
: احیانا همون دادستان برتر کشور...
هیون‌سو: بله درسته.
.
.
.

انگار قصد کمک کردن داشت بعد از اون آشنایی که نباید اتفاق میوفتاد چون دیدن اون چهره واسه ما به خصوص من ناراحت کننده و یادآور همه‌چیز و کل گذشته بود،
طی چند روز اخیر، توی کارا کمک می‌کرد
شاید بعدا بشه با استفاده از دادستان بودنش یه کارایی کرد...
خب
بعد کارا یا هر موقعی، تا یه پیامی بهش میومد وقت و بی‌وقت غیبش می‌زد
تقریبا اکثرا، موقع پیام یا تماس میرفت بیرون و از ما دور میشد
همیشه دقیقا همون موقعی که بحثش میشد یهو سروکلش پیدا میشد
یه سری اطلاعاتی داشت که حتی سوها که متخصص اطلاعاته و هکره هم نمیدونست
البته شکی نیست اون بهترین دادستان کشوره...
وقتی تو کره بودم در مورد بهترین دادستان کشور خیلی چیزا شنیده بودم، این کارا واسه همچین کسی که حتی مارو درست نمیشناسه یه جورایی طبیعیه، گمون نکنم نیاز باشه که بدونم چه خبره.
یه روز باهاش رفتم‌ بیرون،

به گوشیش یه پیامی اومد
بعد چک کردن پیام،

هیون‌سو: هنوز یکمی وقت دارم بریم باهم یه قهوه بخوریم؟
: البته.
هیون‌سو: خوبه.

منو هیون‌سو رفتیم
...
وقتی نشسته بودیم ، هیون‌سو یه جرعه از قهوه‌اش خورد
و منم فنجون رو بلند کردم تا یه جرعه ازش خوردم
همون لحظه یه پرونده رو جلوم گذاشت

هیون‌سو: نیاز دارم که تو این پرونده اخیر کمکم کنی.

اولش یکم تعجب کردم که غیررسمی حرف زد اما به روم نیاوردم و با دیدن پرونده، فهمیدم که دلیل وقت و بی‌وقت غیب شدناش، تماسای مخفیانه و کل کارای عجیبش چی بوده، یه پرونده داخلی مهم

: چرا اونوقت؟ جای سوال و تعجبه که دادستان کل، خارج از کشور که داره روی یه پرونده داخلی کار میکنه از یه تاجر توی پرونده‌اش کمک میگیره‌.
هیون‌سو: تا جایی که میدونم سابقه وکالت هم داشتی.
: اگه بحث سابقه باشه، هنوز خیلی چیزا باید راجع‌بهم بدونی.
هیون‌سو: اونا به وقتش، ولی الان... میشه کمک کنی؟
: چه کمکی ازم ساخته‌س؟
دیدگاه ها (۰)

But Sunghoon Part in "Lucifer"... !!!♡(He's Voice:🛐🛐🛐)I Hook...

☆"۳۰ام دسامبر، روز تهیونگ از بی‌تی‌اس"☆♡"سالگرد تولدت مبارک"...

...

...

ا،ت دلش میخواست هر کاری ممکنه بکنه تا بفهمه هیون درواقع کیه ...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_243لیلی دید که عصبیم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط