{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از همه جا و همه تن که رانده می شد

از همه جا و همه تن که رانده می شد
به من پناه می آورد
من خدای او بودم
بی آنکه به من اعتقادی داشته باشد
دیدگاه ها (۱)

موهایت را ببنداین فصلبه بادهایش معروف استدل منبه هوایی شدن.

همین که جسمَت کنارِ دیگریست وفکرت در آغوش منیعنی؛آه ام گریبا...

هیچکس نمی فهمد!اینها چین و چروک نیستند...ذره هایی از کسی هست...

از یک جایی به بعدفقط زندگی میکنیم تا به آدمهایی که تَرکمان ک...

بِسْمِ رَبِّ الأُمِّ 🤍بِسْمِ رَبِّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ 🌸تو ...

گفت اگر کلمه بودم؟گفتم امن، نور، آغوش، وطن، امید، حس زندگی، ...

انشاءالله در پناه خدای مهربان باشیدرهبرعزیزترازجانم🤲🤲🌺🌺😘😘😍😍💞

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط