{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از همه جا و همه تن که رانده می شد

از همه جا و همه تن که رانده می شد
به من پناه می آورد
من خدای او بودم
بی آنکه به من اعتقادی داشته باشد
دیدگاه ها (۱)

موهایت را ببنداین فصلبه بادهایش معروف استدل منبه هوایی شدن.

همین که جسمَت کنارِ دیگریست وفکرت در آغوش منیعنی؛آه ام گریبا...

هیچکس نمی فهمد!اینها چین و چروک نیستند...ذره هایی از کسی هست...

از یک جایی به بعدفقط زندگی میکنیم تا به آدمهایی که تَرکمان ک...

گفت :اگر کلمه بودمگفتم،امن،نور،آغوشامید،حس زندگی پناه،پناه،پ...

گفت:اگر کلمه بودم؟گفتم:امن،نور،آغوش،وطن،امید،حس زندگی پناه،پ...

....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط