{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم اولش چندان متوجه نمیشه...

آدم اولش چندان متوجه نمیشه...
زمانی میرسه که دیگه حوصله انجام هیچ کاری رو نداره...
چیزی توجهشو جلب نمی‌کنه و گوشه‌گیر میشه...
اما این بی حوصلگی از بین نمیره، بلکه باقی میمونه و روز به روز هم شدت پیدا میکنه و به مرور بدتر و بدتر میشه...
آدم احساس خلا و پوچی میکنه...
از دنیاو از خودش بدش میاد...
اونوقت این احساس کم کم از بین میره
و دیگه اصلا هیچ احساسی وجود نداره!
آدم نسبت به همه چیز بی تفاوت میشه...
دنیا به نظر یکی کاملا غریبه میرسه و دیگری حاضر به پذیرفتن هیچ مسئولیتی نیست. آدم خنده و گریه رو فراموش میکنه...
اونوقت قلب ها یخ میزنه...
دیگه کسی کس دیگه رو دوست نداره...
وقتی کار به اینجا رسید،
دیگه بیماری درمان پذیر نیست و بازگشتی وجود نداره...
دیدگاه ها (۱)

آدم خیلی خسته میشه، کم میاره، یه وقتایی دیگه واقعاً کشش ندار...

#دلنوشت #استوری #تکست#گرانی #اضطراب#حسرت #استرس#متن #حرف #حر...

منم خیلی دوست دارم که با بقیه باشم و باهاشون وقت بگذرونم و د...

میدونید اوج سرافکندگی و احساس پوچ بودن از درون یه پسر کی معل...

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

اسلاید دوم‌.جالبه در نظر و نطق تسلیم طلبای گوسفند وطنی،ارباب...

پارت ۲۵ دکتر:خوشبختانه خوبه دختر قویه فقط باید روز به روز زخ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

~[ #پرانتز ] -> مرد بودن به این نیست که همیشه قوی، بی‌احساس ...

آدم هرچقدر هم پول داشته باشه، وقتی درد داشته باشه، همه فکر و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط