وای اون اون یونا بود تا منو دیده پرید بغلم منم تو بغل ه
وای اون اون یونا بود تا منو دیده پرید بغلم منم تو بغل هم
بهم گفت
♡اتتتتت دلم برات تنگ شده بود بغض سگییی
+ منم به سرپرستی گرفت شدی ؟ بغض
♡ آره دلم تنگه شده بود برات
وبو ته دیدم ات رفت بغل یکی دیدم همون دختر که داخل پرورشگاه باهاش صحبت میکرد
☆ته پسرم چه حافظ داری
_ بله ادمین ما اینم دیگه 🗿
ویو ات بعد کلی حرف زدن با یونا رفتیم سوار یک چرخه فلک شدیم انقدر جیغ زدیم که نگو بعدش ته کوک پیش هم نشست بودن کلی خوشگذشت از یونا خداحافظی کردم شمارشو گرفتم بعدش به بابا گفتم
+ بابام بری غذا بخوریم
_بریم
@ اوه ته مهربون شدی
_ داداش یزید نیستم بچه گشنش
ات درحال جر خوردن
ویو ات
رفتیم پیتزا گرفتیم خوردیم بعد گفتم بابا بستنی میخوام بابا گفت
_ ات باشه ولی تو الان پیتزا خوردی حالت بد میشه هااااا
+ نمیشه
_ باشه
ویو ته
رفتم بستنی گرفتم لورده نشستیم داشتیم میخوردیم که کوک به ات گفت
@ ات بیا بریم این عروسک فروشیه
+ آره بریم
_هعی خدا من امشب جیبم خالی میشه
@ خسیس خودم میخرم
_سکوت
ویو کوک
ات کارت از ته گرفت رفتیم کلی چیز میزه خریدم آمدیم
بیرون ات ته رفتن خونشون منم رفتم
ویو ته
آخر کردنت داخل خرم خردیم آمدیم بیرون رفتیم خونه کوک رفت منو ات رفتیم داخل عمارت اون رفت تو اتاقش منم رفتم تو اتاق کارم کار داشتم
ویو ات
خردیم آمدیم خونه رفتم اتاقم خریدا رو چیدم رفتم حموم ۱۰ مینی امدم بیرون رفتم موهامو خشک کردم لباس پوشیدم روتین پوستی کردم رفتم رو تختم گوشیم باز کردم دیدم فیلیکس ویونا پیام دادن فردا ساعت ۸ میخوان برن بیرون منم بیاد برم گفتن خوب بخوابم که بابا امد تو اتاق با بالاتنه لخت با شلوار خاکستری با موهای بهم ریخت اون سیسپکاش نگاه نکردم اصلا گفت
_ پرنسسم بیا رو پام بشین
+ باش
+ خب بابا میشه یک چیزی بگم
_ بگو درحال شونه زدن موهای ات
+ خب فردا فیلیکس و ویونا میخوان برن بیرون منم میتونم برم
_ نه
+ بابا لطفا
_ گفتم نه بعنی نه
+ بابا تروخدا
_ ات رو حرفم حرف نزن
+ سکوت قهر
_ الان با من قهری خنده
این چند روز چقدر میخندی دادا🤣🤣
_ ات
+ بله ناراحت
_ اون کشم مو بده
+ بیا
_ خوب تموم شد
+ مرسی آقای به اصطلاح مهربون ناراحت قهر
_ ات تو میدونی شغلم خطر ناک عروسکم میدزدنت بعدش تو فقط با من حق داری بیای بیرون بقیه نه نه
+ اهوم
_ شب بخیر دختر کوچلوم
+شب بخیر بابای سادیسمی من
_ اتتتتتت داد
+ ببخشید حالا بیخیال
_ برات دارم کوچلو شب بخیر
+ شب بخیر
ویو فردا ........
ها هنوز که اینجایی فردا شد دیگه برو خونتون😂
درخماری بپردازید 😁🤌
بهم گفت
♡اتتتتت دلم برات تنگ شده بود بغض سگییی
+ منم به سرپرستی گرفت شدی ؟ بغض
♡ آره دلم تنگه شده بود برات
وبو ته دیدم ات رفت بغل یکی دیدم همون دختر که داخل پرورشگاه باهاش صحبت میکرد
☆ته پسرم چه حافظ داری
_ بله ادمین ما اینم دیگه 🗿
ویو ات بعد کلی حرف زدن با یونا رفتیم سوار یک چرخه فلک شدیم انقدر جیغ زدیم که نگو بعدش ته کوک پیش هم نشست بودن کلی خوشگذشت از یونا خداحافظی کردم شمارشو گرفتم بعدش به بابا گفتم
+ بابام بری غذا بخوریم
_بریم
@ اوه ته مهربون شدی
_ داداش یزید نیستم بچه گشنش
ات درحال جر خوردن
ویو ات
رفتیم پیتزا گرفتیم خوردیم بعد گفتم بابا بستنی میخوام بابا گفت
_ ات باشه ولی تو الان پیتزا خوردی حالت بد میشه هااااا
+ نمیشه
_ باشه
ویو ته
رفتم بستنی گرفتم لورده نشستیم داشتیم میخوردیم که کوک به ات گفت
@ ات بیا بریم این عروسک فروشیه
+ آره بریم
_هعی خدا من امشب جیبم خالی میشه
@ خسیس خودم میخرم
_سکوت
ویو کوک
ات کارت از ته گرفت رفتیم کلی چیز میزه خریدم آمدیم
بیرون ات ته رفتن خونشون منم رفتم
ویو ته
آخر کردنت داخل خرم خردیم آمدیم بیرون رفتیم خونه کوک رفت منو ات رفتیم داخل عمارت اون رفت تو اتاقش منم رفتم تو اتاق کارم کار داشتم
ویو ات
خردیم آمدیم خونه رفتم اتاقم خریدا رو چیدم رفتم حموم ۱۰ مینی امدم بیرون رفتم موهامو خشک کردم لباس پوشیدم روتین پوستی کردم رفتم رو تختم گوشیم باز کردم دیدم فیلیکس ویونا پیام دادن فردا ساعت ۸ میخوان برن بیرون منم بیاد برم گفتن خوب بخوابم که بابا امد تو اتاق با بالاتنه لخت با شلوار خاکستری با موهای بهم ریخت اون سیسپکاش نگاه نکردم اصلا گفت
_ پرنسسم بیا رو پام بشین
+ باش
+ خب بابا میشه یک چیزی بگم
_ بگو درحال شونه زدن موهای ات
+ خب فردا فیلیکس و ویونا میخوان برن بیرون منم میتونم برم
_ نه
+ بابا لطفا
_ گفتم نه بعنی نه
+ بابا تروخدا
_ ات رو حرفم حرف نزن
+ سکوت قهر
_ الان با من قهری خنده
این چند روز چقدر میخندی دادا🤣🤣
_ ات
+ بله ناراحت
_ اون کشم مو بده
+ بیا
_ خوب تموم شد
+ مرسی آقای به اصطلاح مهربون ناراحت قهر
_ ات تو میدونی شغلم خطر ناک عروسکم میدزدنت بعدش تو فقط با من حق داری بیای بیرون بقیه نه نه
+ اهوم
_ شب بخیر دختر کوچلوم
+شب بخیر بابای سادیسمی من
_ اتتتتتت داد
+ ببخشید حالا بیخیال
_ برات دارم کوچلو شب بخیر
+ شب بخیر
ویو فردا ........
ها هنوز که اینجایی فردا شد دیگه برو خونتون😂
درخماری بپردازید 😁🤌
- ۳۹۱
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط