{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم: «کاش اون یه‌ذره امیدی‌ام که بعضی‌وقتا ته دلمون هست،

گفتم: «کاش اون یه‌ذره امیدی‌ام که بعضی‌وقتا ته دلمون هست، نبود. نه اینکه اون‌طوری فلج بشه و دست‌وپا بزنه و مثلاً سرجاش باشه؛ ولی در اصل نباشه.» قیافه‌اش توی هم رفت و گفت: «از طرف خودت آرزو کن. من یه ذره‌مو لازم دارم.»

#چندتا_دیوانه‌ی_غمگین
#دخترونه
#پست_خاص
دیدگاه ها (۱)

«که نفرین بر این تخت و این تاج باد» روی لب‌هایش یخ زده بود.#...

از هرچه کلمه‌ی سفت‌و‌سخت که توی سرم دارم، یک مخفیگاه امن ساخ...

خواب‌هایت اجازه نمی‌دهند بخوابم.#شب‌نامه #خواب #پدر

#دخترونه

زیر ماه سرخ

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

زیر سایه ماه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط