از عشقِ دلـت نشانـه ای می خواهم
از عشقِ دلـت نشانـه ای می خواهم
از کُنـجِ لبـت، تـرانـه ای می خواهم
حالا کـه رسیده فصـلِ عـاشق شدنم
یک بوسه ی دلبرانـه ای می خواهم
دوری نکن از دلـم، کـه احساست را
هر لحظه به هر بهانه ای می خواهم
از رفتـن و دل بُـریـدن هـربـار نگـو
چـون دلبـرِ جاودانـه ای می خواهم
حالا کـه بـه دامِ عشقت افتـاده دلم
از دستِ تو آب و دانه ای مۍخواهم
ای عشق بیا و همـدمم باش و بمان
دور از غم و درد شانه ای می خواهم
از عشق چو شاعـرانه ای می خواهم
هم خلوتِ عاشقـانه ای می خواهم
از کُنـجِ لبـت، تـرانـه ای می خواهم
حالا کـه رسیده فصـلِ عـاشق شدنم
یک بوسه ی دلبرانـه ای می خواهم
دوری نکن از دلـم، کـه احساست را
هر لحظه به هر بهانه ای می خواهم
از رفتـن و دل بُـریـدن هـربـار نگـو
چـون دلبـرِ جاودانـه ای می خواهم
حالا کـه بـه دامِ عشقت افتـاده دلم
از دستِ تو آب و دانه ای مۍخواهم
ای عشق بیا و همـدمم باش و بمان
دور از غم و درد شانه ای می خواهم
از عشق چو شاعـرانه ای می خواهم
هم خلوتِ عاشقـانه ای می خواهم
- ۲.۳k
- ۱۹ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط