زنی که شعر میداند قشنگ است
زنی که شعر میداند، قشنگ است؛
اما کافی نیست.
زنی که دلش از ترانههای عاشقانه لبریز است،
تنها نیمی از راه را رفته است.
برای عاشقی،
برای ساختنِ عشقی که ماندگار شود،
زن باید زبانِ دل را بلد باشد؛
زبانِ ظریفِ مراقبت،
زبانِ شیرینِ ناز کشیدن،
و زبانِ گرمِ نوازش.
زنی که عاشق است،
نباید فقط شنوندهی حرفهای دل باشد؛
باید بلد باشد
از لبهای معشوقش،
از چشمهایش،
از خستگیهایش،
با یک لبخندِ مادرانه،
با یک نازِ دلبرانه،
با یک نوازشِ آرامشبخش،
مراقبت کند.
عشق،
نیاز به پژواک دارد؛
فقط شنیدن نیست،
مراقبت هم هست.
باید بلد باشد
غُصهها را با نوازشی
دلخوریها را با ناز
از دلِ یار بیرون بکشد،
و در آغوشش،
پناهگاهی امن بسازد
برای تمامِ روزهای سخت.
زن، باید بلد باشد
معشوقش را
مثل گوهری کمیاب،
در صدفِ آغوشش
مراقبت کند.
شعر زیباست،
اما دستانِ نوازشگری که
زخمهای روح را التیام بخشد،
و آغوشی که
امنترین جای دنیا باشد،
شاهکارِ عاشقیست.
اما کافی نیست.
زنی که دلش از ترانههای عاشقانه لبریز است،
تنها نیمی از راه را رفته است.
برای عاشقی،
برای ساختنِ عشقی که ماندگار شود،
زن باید زبانِ دل را بلد باشد؛
زبانِ ظریفِ مراقبت،
زبانِ شیرینِ ناز کشیدن،
و زبانِ گرمِ نوازش.
زنی که عاشق است،
نباید فقط شنوندهی حرفهای دل باشد؛
باید بلد باشد
از لبهای معشوقش،
از چشمهایش،
از خستگیهایش،
با یک لبخندِ مادرانه،
با یک نازِ دلبرانه،
با یک نوازشِ آرامشبخش،
مراقبت کند.
عشق،
نیاز به پژواک دارد؛
فقط شنیدن نیست،
مراقبت هم هست.
باید بلد باشد
غُصهها را با نوازشی
دلخوریها را با ناز
از دلِ یار بیرون بکشد،
و در آغوشش،
پناهگاهی امن بسازد
برای تمامِ روزهای سخت.
زن، باید بلد باشد
معشوقش را
مثل گوهری کمیاب،
در صدفِ آغوشش
مراقبت کند.
شعر زیباست،
اما دستانِ نوازشگری که
زخمهای روح را التیام بخشد،
و آغوشی که
امنترین جای دنیا باشد،
شاهکارِ عاشقیست.
- ۵۹۷
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط