{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر خطاب به کودک خردسالش :

مادر خطاب به کودک خردسالش :

هیچ می‌دونستی وقتی که اون شیرینی رو یواشکی برمیداشتی در تمام مدت خدا داشت تو رو نگاه می‌کرد ؟
کودک : آره مامان جونم !
مادر : و فکر می‌کنی به تو چی می‌گفت ؟
کودک : می‌گفت غیر از ما دو نفر کسی نیست، پس می‌تونی دو تا برداری !

خداوند امید شجاعان است ، نه بهانه ترسوها !
دیدگاه ها (۱)

هیچکس بهیادمون نیستهمیـن کـه ازدنـیا بربمزیر عـکسمون مینـویس...

همه آدم‌هاے خوبِ زندگے "یڪ طرف" اما آنکه سڪوتت را مے‌فهمد چی...

وقتی از عزیزت عصبانی هستیدهنت رو ببند و سکوت کن...آدم در زما...

شما نباید از کسی که غیبتِ شما را پیش دیگران می کند تنفر داش...

مامان ا. ت : ا. ت نگفته بودی که دوست پسر داری ولی پسر خوشگلی...

پارت ⁴☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆آخرین امید...☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆چند ه...

آرزوی دیدارت را دارم.. پارت 38["ویو تهیونگ"]از همون اول صبح....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط