سناریو بلولاک/قفل آبی
موضوع:وفتی وای فای قطع میشه.
(قبلش یه نکته ای رو بگم .اینجا شما با بقیه بچه ها تو یه عمارت نسبتا بزرگ زندگی میکنید و باهم صمیمی هستید.)
صبح.
تو گوشیتو چک میکنی.
تو: «…این چرا لود نمیشه؟بچه ها اینترنت رفته یا برای من تموم شده؟»
چند ثانیه بعد، همه.
🧠 الکسیس نِس
وحشتزده: «اینترنت قطعه.»
سکوت.
بعد—
👑 مایکل کایزر
خیلی خونسرد: «احتمالاً موقته(ایشالا).»
۵ ثانیه بعد: «…نههههههههه، این فاجعهست.»
😴 ناگی سیشیرو
گوشی دستشه، صفحه خاموش. «ایبابا نمیتونم دیگه بازی کنم .خب… پس میخوابم.»
و واقعاً میخوابه.
❄️ رین ایتوشی
هدفونشو برمیداره: «آفلاین هم میشه اهنگمو گوش بدم.»
۵ دقیقه بعد میفهمه پلیلیستش آنلاین بوده.
اخم تاریخی.
⚽ ایساگی یویچی
شروع میکنه فکر کردن: «خب… بازی فکری؟ حرف؟ تمرین ذهنی؟»
هیچکس گوش نمیده.(الهیییی بچمممم)
رئو میکاگه💎🪙
مودم و برمیداره :من زنگ میزنم ببینم چیشده.
۱۰ دقیقه بعد :گفتن تا شب قطعه.
همه باهم :چییییییییییییی
چیگیری هیوما 🏃♀️
با هیجان :بیاین بازی کنیم .اابته...بدون گوشی.
کایزر:این تهدید بود؟؟؟؟
سائه ایتوشی
با همون احن اروم و همیشگیش میگه:خب بلاخره مجبور میشید باهمدیگه تعامل داشته باشید.
ا/ت:تعامل میخواهم ولی نه اینجوری کهههه ج۷۴سجهغسجهغسجههفسکتبت😭.
چندین ساعت بعد:
_کایزر همش داره تو خونه عصبی راه میره سره همون زیاد باهاش کاری نداریم
_نس داره با کتاب حرف میزنه
_ناگی نو این مدت کلاا ۱ بار پاشد موقعیتو آنالیز کرد باز گرفت خوابید.
_رین داره واسه خودت تمرین میکنه و قبلش ا/ت هی کرم میریخت روش که یه خروار آهنگ داره ولی بدبخت رین پلی لیستش نمیاره
_چیگیری همه رو میکشه وسط که بیان بازی کنن
_ایساگی داره داوری میکنه اونوسط
رئو رفته شمع اورده ولی بخاطر غر غر های ا/ت که یکیمون میزنه میندازه میریم هوا خاموشس کرد
-سائه بچه رفته نوشیدنی اورده واسمون(عجیبا غریبا😂😭)
_ا/ت هم که لازم به گفتن بعد از چند ساعت شبیه معتادایی که بهش مواد نمیرسه افتاده رو مبل به سقف نگا میکنه
ا/ت خیلی رندوم اون وسط:
میدونستید قبل اینترنت مردم چجوری زندگی میکردن؟؟
کایزر:نمیکردن .
ا/ت :خیلی منطقی بود.
اخر شب ✨️
همه دور همدیگه جمع شدن .خسته ولی آروم که یهو اینترنتا وصل میشه و صدای پیامکا تو خونه میپیچه .
تا ۳ ثانیه هیچکسی گوشیو بر نمیداره بعد همه باهم میگن:عررررررررر بلاخرهههه نت وصل شدهههههههههههه. و با کله سمت گوشیاشون میرن .
(این اولین سناریوییه که آپلود کردم امیدوارم حالا خوشتون بیاد و اگرم درخواستی داشتید تو کامنت بگید اگه بتونم حتما براتون مینویسم .)
♡~لایک و کامنت فراموش نشه قشنگام~♡
~☆اگه خوشت اومد فالوم کن☆~
(قبلش یه نکته ای رو بگم .اینجا شما با بقیه بچه ها تو یه عمارت نسبتا بزرگ زندگی میکنید و باهم صمیمی هستید.)
صبح.
تو گوشیتو چک میکنی.
تو: «…این چرا لود نمیشه؟بچه ها اینترنت رفته یا برای من تموم شده؟»
چند ثانیه بعد، همه.
🧠 الکسیس نِس
وحشتزده: «اینترنت قطعه.»
سکوت.
بعد—
👑 مایکل کایزر
خیلی خونسرد: «احتمالاً موقته(ایشالا).»
۵ ثانیه بعد: «…نههههههههه، این فاجعهست.»
😴 ناگی سیشیرو
گوشی دستشه، صفحه خاموش. «ایبابا نمیتونم دیگه بازی کنم .خب… پس میخوابم.»
و واقعاً میخوابه.
❄️ رین ایتوشی
هدفونشو برمیداره: «آفلاین هم میشه اهنگمو گوش بدم.»
۵ دقیقه بعد میفهمه پلیلیستش آنلاین بوده.
اخم تاریخی.
⚽ ایساگی یویچی
شروع میکنه فکر کردن: «خب… بازی فکری؟ حرف؟ تمرین ذهنی؟»
هیچکس گوش نمیده.(الهیییی بچمممم)
رئو میکاگه💎🪙
مودم و برمیداره :من زنگ میزنم ببینم چیشده.
۱۰ دقیقه بعد :گفتن تا شب قطعه.
همه باهم :چییییییییییییی
چیگیری هیوما 🏃♀️
با هیجان :بیاین بازی کنیم .اابته...بدون گوشی.
کایزر:این تهدید بود؟؟؟؟
سائه ایتوشی
با همون احن اروم و همیشگیش میگه:خب بلاخره مجبور میشید باهمدیگه تعامل داشته باشید.
ا/ت:تعامل میخواهم ولی نه اینجوری کهههه ج۷۴سجهغسجهغسجههفسکتبت😭.
چندین ساعت بعد:
_کایزر همش داره تو خونه عصبی راه میره سره همون زیاد باهاش کاری نداریم
_نس داره با کتاب حرف میزنه
_ناگی نو این مدت کلاا ۱ بار پاشد موقعیتو آنالیز کرد باز گرفت خوابید.
_رین داره واسه خودت تمرین میکنه و قبلش ا/ت هی کرم میریخت روش که یه خروار آهنگ داره ولی بدبخت رین پلی لیستش نمیاره
_چیگیری همه رو میکشه وسط که بیان بازی کنن
_ایساگی داره داوری میکنه اونوسط
رئو رفته شمع اورده ولی بخاطر غر غر های ا/ت که یکیمون میزنه میندازه میریم هوا خاموشس کرد
-سائه بچه رفته نوشیدنی اورده واسمون(عجیبا غریبا😂😭)
_ا/ت هم که لازم به گفتن بعد از چند ساعت شبیه معتادایی که بهش مواد نمیرسه افتاده رو مبل به سقف نگا میکنه
ا/ت خیلی رندوم اون وسط:
میدونستید قبل اینترنت مردم چجوری زندگی میکردن؟؟
کایزر:نمیکردن .
ا/ت :خیلی منطقی بود.
اخر شب ✨️
همه دور همدیگه جمع شدن .خسته ولی آروم که یهو اینترنتا وصل میشه و صدای پیامکا تو خونه میپیچه .
تا ۳ ثانیه هیچکسی گوشیو بر نمیداره بعد همه باهم میگن:عررررررررر بلاخرهههه نت وصل شدهههههههههههه. و با کله سمت گوشیاشون میرن .
(این اولین سناریوییه که آپلود کردم امیدوارم حالا خوشتون بیاد و اگرم درخواستی داشتید تو کامنت بگید اگه بتونم حتما براتون مینویسم .)
♡~لایک و کامنت فراموش نشه قشنگام~♡
~☆اگه خوشت اومد فالوم کن☆~
- ۱۱.۳k
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط