{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد

چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم

به دریایی درافتادم که پایانش نمی‌بینم
کسی را پنجه افکندم که درمانش نمی‌دانم

فراقم سخت می‌آید ولیکن صبر می‌باید
که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم

مپرسم دوش چون بودی به تاریکی و تنهایی
شب هجرم چه می‌پرسی که روز وصل حیرانم
دیدگاه ها (۲)

به دریایی درافتادم که پایانش نمی‌بینمکسی را پنجه افکندم که د...

به دریایی درافتادم که پایانش نمی‌بینمکسی را پنجه افکندم که د...

چنانت دوست می‌دارم، که گر روزی فراق افتدتو صبر از من توانی ک...

چنانت دوست ميدارم,كه گر روزي فراق افتد,تو صبر از من تواني كر...

رفیقانم سفر کردند هر یاری به اقصاییخلاف من که بگرفته است دام...

اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانمقضای عهد ماضی را شبی ...

فراقم سخت می‌آید ولیکن صبر می‌بایدکه گر بگریزم از سختی رفیق ...

فراقم سخت می‌آید ولیکن صبر می‌بایدکه گر بگریزم از سختی رفیق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط