ز بس در گلو عقده دارد دلم
ز بس در گلو عقده دارد دلم
به زانوي غم سر گذارد دلم
چنان داغدار توام روز و شب
که خونابه از ديده بارد دلم
تو را اي خدايي ترين آرزو
به دست خدا ميسپارد دلم
تو رفتي ولي ياد تو ماندني است
پس از تو چنين مينگارد دلم
اسيرم اسير غم عشق تو
سر کوي تو خانه دارد دلم...
به زانوي غم سر گذارد دلم
چنان داغدار توام روز و شب
که خونابه از ديده بارد دلم
تو را اي خدايي ترين آرزو
به دست خدا ميسپارد دلم
تو رفتي ولي ياد تو ماندني است
پس از تو چنين مينگارد دلم
اسيرم اسير غم عشق تو
سر کوي تو خانه دارد دلم...
- ۱.۴k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط