{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میل داشتنت آنقدر میان نگاهم می رقصد که هرکه مرا دید مات ش

میل داشتنت آنقدر میان نگاهم می رقصد که هرکه مرا دید مات شد
بیا کمی به خیالم تن بده بگذار این بار چشم هایم بگویند که چگون تن به جنون سپرده اند
همان حکایت غریب اما آشنای "دچارشدن". . .
بی تابم برای آن دم که نبض نگاهم میان چشمانت کند بزند
حوالی عشق تو که پرسه می زنم تمام من از بوی توست که پر می شود
بیا که این طوفان دیر زمانیست دلش هوای پرسه کنار ساحل امن تو دارد . . .
دیدگاه ها (۶)

آن‌چنان جای گرفتی تو به چشم و دل من ..که به خوبان د...

آن‌چنان جای گرفتی تو به چشم و دل من که به خوبان دو عالم نظری...

دنیا و دل و دین خدا کرده فراموشهرکس به تو دل داد، چه زاهد چه...

دوستان بفرمایید نهار اماده هس کسی تعارف نکنه😄 😄

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط