{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرزنی دو کوزه ی آب داشت که آنها را بر یک تیرک چوبی آویزا

پیرزنی دو کوزه ی آب داشت که آنها را بر یک تیرک چوبی آویزان و بردوش خود حمل می کرد.
یکی از کوزه ها ترک داشت و در طول راه چشمه تا خانه مقداری از آب آن به زمین می ریخت ، در صورتیکه دیگری سالم بود و همیشه آب داخل آن بطورکامل به مقصد می رسید.
به مدت طولانی هر روز این اتفاق تکرار میشد و زن همیشه یک کوزه و نیم،آب به خانه می برد.
کوزه شکسته از مشکلی که داشت بسیار شرمگین بود. پس از دو سال کوزه به ستوه آمدو از طریق چشمه با پیرزن سخن گفت..
پیرزن لبخندی زد و گفت" هیچ توجه کرده ای که گلهای زیبای این جاده در سمت تو روییده اند و نه در سمت کوزه ی سالم؟""
اگر تو اینگونه نبودی این زیبایی ها طروات بخش خانه من نبود.

هریک از ما شکستگی خاص خود را داریم ولی همین خصوصیات است که زندگی ما را در کنار هم لذت بخش و دلپذیر میکند.
"" باید در هر کسی خوبی هایش را جستجو کنی و بیاموزی ""

" پس به دنبال شکستگی های هم نباشیم "
دیدگاه ها (۳۲)

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

پارت اول _ دنیای عجیب

زنی با گردنبند مروارید اثر یوهانس ورمیر، یک نقاشی از عصر طلا...

.#درسهای_بسیار_مفید🔻زنی مبلغ دو ۲ ملیون تومان را گم کرده بود...

برادر ناتنی

یک پیرزن چینی دو کوزه ی آب داشت که آنهارا آویزان بر یک تیرک ...

پیرزنی دو کوزه ی آب داشت که آنها را بر یک تیرک چوبی آویزان و...

یک پیرزن چینی دو کوزه ی آب داشت که آنهارا آویزان بر یک تیرک ...

#داستان_کوتاه یک پیرزن دو کوزه ی آب داشت که آنهارا آویزان بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط