{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر کرده بود هیچوقت برای نماز جماعت دیر نمی آمد نگرانش

دیر کرده بود. هیچوقت برای نماز جماعت دیر نمی آمد. نگرانش شدند و رفتند دنبالش. دیدند بچه ای را سوار کولش کرده و برایش نقش شتر را بازی میکند. گفتند : “ از شما بعید است ؟؟؟ نماز دیر شد.” رو به بچه کرد و گفت : “شترت را با چند گردو عوض میکنی ؟”
بچه چیزی گفت …
گفت : “ بروید گردو بیاورید و مرا بخرید.”
کودک میخندید ، پیامبر(ص) هم
دیدگاه ها (۵)

خدایا توبه میکنم با افرادی که فهمشان به درک حرفهایم نمیرسد ص...

کی نکته رو فهمید؟ نکته عکسو کی فهمید؟

سوال : یعنی از خطابه های حضرت آقا فقط همین جملات را شنیدید!؟...

آزادی! وقتی در کشور ما کسی از آزادی حرف میزند گروهی از رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط