تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
.... نازنینم
یک سبد رز سرخ
یک بغل مهربانی
یک دنیا آرزوی شادی
همه و همه تقدیم تو باد
دیدگاه ها (۲)

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برا...

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برا...

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داددلم برای...

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برا...

تقدیم به او که نیست ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برا...

دلم برای کسی تنگ استکه آفتاب صداقت رابه میهمانی گلهای باغ می...

دلم برای کسی تنگ است کهآفتاب صداقت را به میهمانی گل های باغ ...

دلم برای کسی تنگ استکه آفتاب صداقت رابه میهمانی گلهای باغ می...

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ ...

تقدیم به کسانی که نبودن ولی حس بودنشان بر من شوق زیستن داد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط