{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مارا ببخش گریه ی سیری نکرده ایم

مارا ببخش گریه ی سیری نکرده ایم
دیدگاه ها (۴)

قدّ من کوتاه بود و نیزه ها خیلی بلندخواستم بر زخم هایت بوسه ...

.دور از تو چنانم که غم غربتم امشب حتی به غزل‌های غریبانه نگن...

تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفتخم گیسوی یاری را که ا...

گیسو میان واژه برایم رها نکن ...من از تبار ِ واژه ی سرخ ِ سی...

آنچه نامش زندگی بود مارا کشت حال مانده‌ایم مرگ با ما چه کند

ببخش که پیکرت رو میبینیم و هنوز زنده ایم و نفس میکشیم آقاجان...

ولی آسمون برای من گریه نکرده...گذاشته برای بعدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط