همه ما

همـــه ے مـــا ...

یـک خیـابـان داریـم...

یـک کـــافـه ..

و یـک عکـس ...

کــه دو نفـره هـایمـان را ...

بـا چشـم خـود دیـده بـودنـد ...

همیـشـه آن خیـابـان ...

آن کـــافـه ...

وآن عکـس را داریـم ...

امـا ...

آن یـک نفـر را ...

بگـذریـم ...

چـاے از دهـن افتـاد ...
دیدگاه ها (۴)

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلمبا وجود تو کمی خوب شود حال...

کنارپنجره ایستاده امانگارکه درآینه نگاه میکنمچقدر همرنگ من ا...

ای کاش ...ای کاش.......کاش بعد از همه دلقک بازیهایم .....کسی...

هر گاه می خواست برود...باشکستن چیزی جلویش .....را می گرفتم ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط