{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردها به عشق که مبتلا میشوند ترسو می شوند...

مردها به عشق که مبتلا میشوند ترسو می شوند...
از آینده می ترسند،
از کسی که بهتر از آنها باشد،
از کسی که حرف زدن را بهتر بلد باشد،
از کسی که جیبش پر پول تر باشد،
از کسی که یکهو از راه برسد و حرفی را که آنها یک عمر دل دل کردند برای گفتنش بی هیچ مکثی بگوید...
برای همین دور می شوند،سرد میشوند، سخت می شوند
و محکوم به عاشق نبودن، به بی وفایی، به بی احساسی...
زنها ولی وقتی دچار کسی می شوند؛
دل شیر پیدا می کنند و می شوند مرد جنگ...
میجنگند؛
با کسانی که نمیخواهند آنها را کنار هم،
با کسانی که چپ نگاه می کنند به مردشان،
با خودشان و قلبشان و غرور زنانه شان...
از جان و دل مایه می گذارند
و دست آخر به دستهایشان که نگاه می کنند خالیست،
به سمت چپ سینه شان که نگاه می کنند خالیست،
به زندگیشان که نگاه می کنند خالیست از حضور یکی...
بعد محکوم می شوند به ساده بودن، به زود باور بودن، به تحمیل کردن خودشان...
هیچ کس هم این وسط نمی فهمد نه عقب کشیدن مرد، عاشق نبودن معنی می دهد
نه جنگیدن های زن، معنیش تحمیل کردن است..
دیدگاه ها (۴۳)

کسی چه میداند؛زنی که توی تاکسی اشک هایش را با پشت دستش پاک م...

عشق, کاریست که تنها از سینه سوخته های محبت و دودچراغ خورده ه...

زادن من سفر و عشق تو باشد زادمتو چه حسنی که منت عاشق مادرزاد...

مهم نیست که خوشگل هستم یا نه ،چشمام روشنیش به عسلی میزنه یا ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :مهم‌تر آن است که بیندی...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :لذا این که اینقدر علیه...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط