{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره می نویسم ...

دوباره می نویسم ...
می نویسم از تنهاییم
و سکوت پر از حرفم ؛ حرفهایی از جنس بغض ...
و آسمانی تیره تر از شب ، ابری ، در حسرت ستاره ...
دوباره می نویسم ...
می نویسم از خاطرات دورم
خاطرات شفافی که گذر زمان ماتشان کرد ... به سرعت عمر آدمی ؛
و تنها غباری از حسرت بر دلم به جای گذاشتند .
دوباره می نویسم ...
می نویسم از دل تنگم ...
دلی که همه ی برگهای درخت امیدش ریخته ...
نه! هنوز یک برگ باقی مانده ........... خدا !
و دوباره می نویسم ...
این بار از خودم :
خسته ام ...
دیدگاه ها (۲)

تَـ ـنـ ـهـ ـآیـــی حَقـ ـــه کَـ ـسـ ـی اَسـ ــتـــ کـ ـه خ...

ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮﯾﺪ …ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻟﺬﺕ ﺑﻮﺳﻪ ﻭ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ …ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺫﻫﻦ...

من باختم . . . به خُود و سادِگی هایِ خُود ...باختم به تصویرِ...

روز به روز تنها تراز دیروز می شوماما....صبورم بالاخره منم خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط