{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خستهی خسته است تنش تکه غمی بود که تکان میخورد قلبش

خسته‌‌یِ خسته است. تنش تکه غمی بود که تکان می‌خورد، قلبش توده‌ دلتنگی‌ای بود که می‌تپید، سرش بازارِ حرف‌هایِ مردمانِ پرسخن بود؛ خسته بود، خسته از تظاهر کردن، خسته بود، خسته از آدم بودن
دیدگاه ها (۱۶۸)

من همیشه اینجوری بودم که وقتی دعوا میشد از یه جا بلاکت میکرد...

دوباره تنها می‌شوی، تنها می‌خوابی،تنها غذا میخوری و تنها میم...

تو فهمیدی من ازت ناراحتم و حتی سعی نکردی از دلم در بیاری این...

یه جوون ایرانی!)

زن

بعضی ها زیبایی های دنیا را میبینند و بعضی ها زشتی های آن راا...

پارت چهارم-بازار-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط