{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

ای موج پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج


یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
دیدگاه ها (۲)

جا نمازم را به سمتت بی وضو وا کرده اممن خدای گمشده را تازه پ...

نگو به من گناه تو به پایِ من حساب نیستکه از تو آرزویِ من بجز...

......تقدیم به توقصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنم...

من کجایابم کسی را درجهان همتای تو؟تو کجایابی به دنیا در جنون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط