این روزها بدجور هوای یک خانه دنج به سرم زده

این روزها بدجور هوای یک خانه دنج به سرم زده
جایی شبیه خانه مادربزرگ
که صبحش بوی سادگی قاجار می‌دهد
شب بساط آواز جیرجیرک‌ها میان حیاطش پهن است
می‌شود کنار حوض نشست
و با عطر گل‌های لب پریده شمعدانی
اش مست شد من برای دلخوشی‌ام
نه ثروت میخواهم نه عشق من با
همین چیز‌های ساده خوشبختم ...
دیدگاه ها (۱)

بی او نتوان رفتن...بی او نتوان گفتن...بی او نتوان شستن...بی ...

سفره‌بچینی‌منتظردلبربآشی💛😍

یکی باشد تمام کند این همه گنگی را!

میان همه لاعلاجان چرا عشق؟#علیرضا_آذر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط