{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبهایم که تشنه و دلتنگ می شوند باران را می بوسم

لبهایم که تشنه و دلتنگ می شوند باران را می بوسم
من این جا زیر بارانم،
وقتی که بسیار از تو دورم و تو را می خواهم
باران را می بوسم؛ او تو را قطره قطره در من فرو می ریزد
خاطرت باشد ؛ ما هر دو زیر یک آسمان زندگی می کنیم
در دو سوی باران ها من به تو و بوسه و باران ایمان دارم
و قاصدک ها به تو خواهند گفت که دوستت دارم !
زندگی شاید همین فاصلۀ خیس ِ بارانیست
که تو را به من پیوند می زند . . .
دیدگاه ها (۷)

ﺩﻟﻢ ﺑﺎلکنی می ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ شهرﻭ کمی تاریکی و ﺑﺎﺩ خنکیک ﻓﻨﺠﺎﻥ ...

چه روزبدی بود،چندین باردلم شکست،مردم وزنده شدم...شبتون بخیر....

ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ : ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ، ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﮐﺎ...

عشق یعنی...تو وعشقت وثمره عشقت درکنارهم...

عاشقى را ديدم زير بارانبا چمدانى خيسبى خداحافظى راهى سفر بود...

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به #شوقدردت بغل گرفته پریشان شوم...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط