{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرنده کوچک من؛

پرنده کوچک من؛
مرا به حال خودم نگذار
باران که بیاید،
از دست چترها کاری بر نمی‌آید.
ما اتفاقی هستیم که افتاده‌ایم.
˹ ............. ˼
دیدگاه ها (۰)

من زندگی کردن را یاد گرفته امبرای یک زندگیِ خوب،نباید به هیچ...

ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر توام سنگین شده #فروغ...

#فاضل_نظری یه‌جایی قشنگ از زبون تک تک ماهایی که بعد از یه مد...

با این دیالوگ فیلم پل چوبی ،،،من واقعا زندگی کردم:روزی که فک...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

Red Covenant(part 2)

معرفی فن فیک زمزمه ای در سکوت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط