عاشقی دردسری بود نمیدانستم
عاشقی دردسری بود نمیدانستم
حاصلش خون جگری بود نمیدانستیم
پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم
شرط بی بال و پری بود نمیدانستیم
آسمان از تو خبر داشت ولی ما از تو
سهممان بی خبری بود نمیدانستیم
آب و جارو به در خانمان شاهد بود
از تو بر ما گذری بود نمیدانستیم
......
حاصلش خون جگری بود نمیدانستیم
پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم
شرط بی بال و پری بود نمیدانستیم
آسمان از تو خبر داشت ولی ما از تو
سهممان بی خبری بود نمیدانستیم
آب و جارو به در خانمان شاهد بود
از تو بر ما گذری بود نمیدانستیم
......
- ۱.۵k
- ۱۶ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط