{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیرین بهانه بود

شیرین بهانه بود
فرهاد تیشه میزد تا نشنود صدای مردمانی که در گوشش می خواندند
بفهم دوستت ندارد
دیدگاه ها (۱)

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران استباش فردا که دلت با دگران...

آرزویم با تو بودن با تو موندن است ، حتی اگر فقط یک شب باشددو...

اصراری برای آمدنت ندارمتو را لحظه ای می پذیرمکه با دل خود بی...

اینجــا ساعتـــ صفر استزمان ایستاده ولحظه ها مدام تکــرار می...

شیرین فرهاد

یاد تو شیرین‌تر‌ین بهانه‌ای‌ست، که می‌توان با آن به رنج‌های ...

سقف عاشقانه‌هایمچہ زیبا فرو مےریزددر دنج ترین جاے دنیابهشت آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط