{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیستی

نیستی
دوری تو غمگینم می‌کند
در خود فرو می‌روم
پژمرده می‌شوم ...
چه کسی مراقبم باشد ؟
چه کسی دوباره به من زندگی بدهد ؟
تو که نیستی ...
.
.
.
.
ریشه‌ام می‌خشگد و ...
تو نیستی
گلدان می‌شکند و ...
باز هم ...
تو ...
نیستی ...
دیدگاه ها (۱)

خاموشی لبم زبیداری و رضاست از چشم من ببین چ غوغاست در دلم

تنهایی من می زند طعنه به تنهاییتنهایی من را ندیده هیچ تنهایی...

منتظرت هستم ، طلوعِ فرداهای نچندان دو.....ر

گاهی بی هیچ بهانه‌ای کسی را دوست داری ،اما گاهی با هزار دلیل...

هنوز حرف‌می زنم، هنوز راه می‌رومبه سمت جای خالی‌ات‌، به اشتب...

فصل دوم بخش چهارم درد از زبان آنتونی part33

یادت باشد...هر صبح...زندگیدوباره به تو سلام می‌کند...دوباره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط