{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 20


نازگل. دستش بشکنه ببین باهات چیکار کرد

آهو. عیب نداره عادت دارم به این کتکا
فقط نمی‌دونم مگه من چیکارش کردم
دیشب اومد پیشم
صبح باهام مثل یه ملکه رفتار می‌کرد
چرا تا فریبا رفت منو زد

نازگل. آهو گفتم با فریبا در نیوفت
فکر میکنی چرا هرچی فریبا دستور بده اقا محمد ازش اطاعت میکنه

اهو. چون دوستش داره

نازگل. دلت خوشه آهو
کی آخه میتونه فریبا رو تحمل کنه
ریحان خانم و آقا محمد از فریبا میترسن

آهو. چرا باید بترسن


نازگل. پدر فریبا خانم ادم قدرتمندیه
از اول آقا محمد به خاطر همین با فریبا ازدواج کرد
شرکت اقا محمد داشت برشکسته
می‌شد که پدر فریبا نجات داد شرکتو از گل نازک تر به فریبا نمیتونن حرفی بزنن
چون اینده شرکت دست فریباست
العان که فریبا رفت
حکم بدبختی آقا محمد و ریحان خانم امضا شده
اقا محمد العان خیلی ترسیده
دیدگاه ها (۱۴)

آهو

آهو

آهو

آهو

پارت 23چند ساعت دیگه به مهمونی نمونده نازگل اومد کمکم لباسمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط