اخرین پارت ایزانا و کاکوچو
اخرین پارت ایزانا و کاکوچو 🥺
شب
اممممم خب چی بگم به معنای واقعی به فاکم دادن و الان بنده ا/ت پنگونی هستم و نمیتونم درست راه برم ولی الان شدم ملکه اصلا انقدر دارن جنتلمندانه رفتار می کنن که پشمام ریخته خیلی مراقبمن و گفتن که باید توی همین خونه پیش خودشون کار کنم و فردارو بهم مرخصی دادن تا استراحت کنم الانم رفتم تا اماده ی خواب بشن بحله اینم از اینم سر و کلشون پیدا شد ایزانا رفت یه کاری کنه و کاکوچو اومد پیشم روی تخت دراز کشید
( دیدی گفتم مواظبتیم و جای ترس نداره )
( بلهه معلومه الانم نمیتونم راه برم اصلا تقصیر شما ها نیست )
کاکوچو خندید
( درزمن دهنم هم از کار انداختین تا یه مدت ) ( اره همون 😅)
( لااقل بعدش که مراقبت بودیم )
( خب اره ولی خیلی سخت گرفتین بهم ) لپاشو باد کرده
( ولی من هنوزم باورم نمیشه که تو باکره بودی ) بله ایزانا جان هم وارد می شود
همون موقع کاکوچو چونه ام را می گیرد و به سمت خودش بر می گرداند و لب هایش را ب روی لب هایم می گذارد محکم ولی ملایم و وقتی که من هنوز متعجب هستم از فرست استفاده می کند و زبونش را وارد دهانم می کند
( هی من چی پس ؟ ) ایزانا هم می اید و اونطرف دیگر من می خوابد و کاکوچو زبانش را از دهانم در می اورد و بوسه را تمام می کند و لبخند می زند و بعد نوبت ایزانا می شود او هم همین مراحل را طی می کند عقط کمی از کاکوچو وحشی تر است ( فقط کمی 🤏🏻😅 ) و وقتی بلاخره من را رها می کنند واقعا دیگه نفسی ندارم محکم بغلم می کنند و می خوابیم .
پایانننن
نه نه وایسین یه چیز دیگه هم هست
۱ سال بعد
( علامت ها : ایزانا کاکوچو -ا/ت ^ )
^ ایزانا کاکوچو کمککککککک
با هم وارد می شوند و در محکم به دیوار کوبیده می شود
^ نوکه اولین حرفشو زد عزیزم دوباره بگو
نوکه : م..ما..ماما..ن
و شاهد ذوق سگی ایزانا و کاکوچو هستیم
کانه : با.با
و مجدد ذوق سگی این ۳ بشر را شاهد هستیم
✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀
راستییی 😁
نوکه پسره و کانا دختره
و...
پایاننننن ( اینبار واقعی 😄😅 )
جانه ✨️✨️✨️✨️✨️✨️✨️✨️
شب
اممممم خب چی بگم به معنای واقعی به فاکم دادن و الان بنده ا/ت پنگونی هستم و نمیتونم درست راه برم ولی الان شدم ملکه اصلا انقدر دارن جنتلمندانه رفتار می کنن که پشمام ریخته خیلی مراقبمن و گفتن که باید توی همین خونه پیش خودشون کار کنم و فردارو بهم مرخصی دادن تا استراحت کنم الانم رفتم تا اماده ی خواب بشن بحله اینم از اینم سر و کلشون پیدا شد ایزانا رفت یه کاری کنه و کاکوچو اومد پیشم روی تخت دراز کشید
( دیدی گفتم مواظبتیم و جای ترس نداره )
( بلهه معلومه الانم نمیتونم راه برم اصلا تقصیر شما ها نیست )
کاکوچو خندید
( درزمن دهنم هم از کار انداختین تا یه مدت ) ( اره همون 😅)
( لااقل بعدش که مراقبت بودیم )
( خب اره ولی خیلی سخت گرفتین بهم ) لپاشو باد کرده
( ولی من هنوزم باورم نمیشه که تو باکره بودی ) بله ایزانا جان هم وارد می شود
همون موقع کاکوچو چونه ام را می گیرد و به سمت خودش بر می گرداند و لب هایش را ب روی لب هایم می گذارد محکم ولی ملایم و وقتی که من هنوز متعجب هستم از فرست استفاده می کند و زبونش را وارد دهانم می کند
( هی من چی پس ؟ ) ایزانا هم می اید و اونطرف دیگر من می خوابد و کاکوچو زبانش را از دهانم در می اورد و بوسه را تمام می کند و لبخند می زند و بعد نوبت ایزانا می شود او هم همین مراحل را طی می کند عقط کمی از کاکوچو وحشی تر است ( فقط کمی 🤏🏻😅 ) و وقتی بلاخره من را رها می کنند واقعا دیگه نفسی ندارم محکم بغلم می کنند و می خوابیم .
پایانننن
نه نه وایسین یه چیز دیگه هم هست
۱ سال بعد
( علامت ها : ایزانا کاکوچو -ا/ت ^ )
^ ایزانا کاکوچو کمککککککک
با هم وارد می شوند و در محکم به دیوار کوبیده می شود
^ نوکه اولین حرفشو زد عزیزم دوباره بگو
نوکه : م..ما..ماما..ن
و شاهد ذوق سگی ایزانا و کاکوچو هستیم
کانه : با.با
و مجدد ذوق سگی این ۳ بشر را شاهد هستیم
✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀
راستییی 😁
نوکه پسره و کانا دختره
و...
پایاننننن ( اینبار واقعی 😄😅 )
جانه ✨️✨️✨️✨️✨️✨️✨️✨️
- ۲.۳k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط