{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نیزار پرنده‌ای اندوهگین می‌خوانَد

در نیزار پرنده‌ای اندوهگین می‌خوانَد
گویی چیزی را به یاد آورده که باید فراموش می‌کرده...
دیدگاه ها (۱)

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیش...

ما آدم‌ها کم می‌آوریم...گاهی از دوری، گاهی از تنهایی، گاهی ا...

یه روزی دست خودمو می‌گیرممی‌برمش یه‌جا که هیچ‌کس اذیتش نکنه!

در میان لایه دریا تخته بندم کرده ای هی،باز می گویی که زنجیر ...

ای گل شکسته ساقه....گل پرپر که به یاد هجرت پرنده هایی...

ای ناگهان عزم سفر کرده خداحافظای گریه ما را در آورده خداحافظ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط