زرهایمن

#زر‌های‌من
خواهرم تعریف میکرد دورانی که مرتضی پاشایی فوت شد صبح روز بعدش تو نمازخونه مدرسمون یکی دو نفر غش کرده بودن، سه چهار نفر معلوم بود تا صبح گریه کرده بودن، یه چند نفر تماما مشکی پوشیده بودن.
دوران بلوغ اینا چقدر سم بود
دیدگاه ها (۲)

#زر‌های‌من‏میگن مردم دارن تو تالارای اطراف شهر و خونه هاشون....

#زر‌های‌من‏بابام گفت چرا همیشه اتاقت تاریکه مگه جغدی؟ یه چشم...

#زر‌های‌من‏یکی از دلایلی که تا حالا سعی نکردم شرکت خودمو تاس...

#جواب‌پیام‌ناشناس‌بمولاامرور با رفیقم بیرون بودیم انقد خوششش...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۳۶عینکش رو روي چشماش صاف کرد ...

واکسن؟-آفرین بیا بغلم &آخه شما اذیت میشین-میونگ داری عصبیم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط