{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خرم آن روز کزاین منزل ویران بروم / راحت جان طلبم و از پی

خرم آن روز کزاین منزل ویران بروم / راحت جان طلبم و از پی جانان بروم / گرچه دانم که به جایی نبرد راه غریب /من به بوی سر آن زلف پریشان بروم / دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت / رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم / چون صبا با تن بیمار و دل بی طاقت / به هواداری آن سرو خرامان بروم / در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت / با دل زخم کش و دیده گریان بروم / نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی / تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
دیدگاه ها (۵)

دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. ...

♥♥♥

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!پرس...

مثل گل باشی ، بفهمی عاقبت " خاری " ! بد است ، اول راهت ببینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط