خرم آن روز کزاین منزل ویران بروم / راحت جان طلبم و از پی
خرم آن روز کزاین منزل ویران بروم / راحت جان طلبم و از پی جانان بروم / گرچه دانم که به جایی نبرد راه غریب /من به بوی سر آن زلف پریشان بروم / دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت / رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم / چون صبا با تن بیمار و دل بی طاقت / به هواداری آن سرو خرامان بروم / در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت / با دل زخم کش و دیده گریان بروم / نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی / تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
- ۵.۱k
- ۲۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط