{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه اصفهانیه با یه شیرازیه و یه مشهدیه بعد تمام شدن

یه روز یه اصفهانیه با یه شیرازیه و یه مشهدیه بعد تمام شدن خدمت سربازی میرن به یه رستوران مجلل در تهران.
اصفهانیه قاشق چنگالای نقره رو که میبینه با خودش میگه حیفه که یکی کش نرم
یهو داد میزنه...
آآآههههههای مردم... این منبت کاری های سقفا که میبینین همش کاری دست اصفهونیاس..
همه بالا رو نیگا میکنن..بعد یک قاشق برمیداره سریع میکنه تو جیبش..
شیرازیه میبینه اصفهانیه خیلی زرنگه میگه بابا باید روشو کم کنم...
داد میزنه..میگه.. آآآههههههای مردم این برجسته کاریو که میبینینوو کارو درسته شیرازویوست ها..اونم یه چنگال میکنه تو جیبش.
مشهدیه میگه یره اینا درن جلوی مو کلکبازی موکونن.
یعنی مو باید کم بیاروم.
یه قاشق و یه چنگال برمیداره..یه داد میزنه آآآههههههای. مردم.. ای قاشق و ای چنگال ره که میبینن موکنم تو جیبم عجی مجی لا ترجی.


پوووووف

الان یکیش از تو جیب ای رفیقوم در میروم یکیش از تو جیب او رفیقوم
دیدگاه ها (۴)

پدر خوبم.....دلم گرفته پدر، برایم بهاربفرست,,, ازشهر کودکی ا...

این اسمش دلــــــه ...!!اگر قرار بــــــود بفهمه که فاصله یع...

امشب شب لیله الرغائب.امیدوارم به تمام ارزوهای قشنگتون برسید....

ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ، ﺗﻘﺪﯾﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﻪﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎﺫﻭﻕ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط