{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک:امروز باید برم با یه دختره ازدواج کنم

کوک:امروز باید برم با یه دختره ازدواج کنم
)منظورش ات هست) امشب هم باید بیاد خونم
ویو شب کوک
عطر تلخش رو زد که هر دختری رو به خودش جذب میکرد لباسش رو پوشید(عکس میذارم)
موهاش رو حالت داد و تمام
ویو خونه ی ات
م ات:دخترم گریه بسه بیا لباست رو بپوش و آماده شو
ات:باشه مامان جون(لبخند)
ویو شب ات
موهام خودش حالت داره دیگه حالتش ندادم
لباسم رو پوشیدم(عکس میذارم) کیفیت و کفشم رو هم پوشیدم و تمام

و [خ♡م☆ا◇ر~ی]
این داستان ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

لباس کوک برای نامزدی

اینم لباس ات برای نامزدی (اتفاقی با لباس کوک ست شد)

ب ات؛تو قیافه من شوخی میبینی(پوکر)ات:بابا من...ب ات:امروز می...

معرفی فیک عشق سوری (چندتا چیز رو جا انداختم)ات سن:۱۵قد:۱۸۹وز...

تهیونگ ازدواج اجباری پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط