{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چقد خوشبختم که به او دل دادم

من چقد خوشبختم که به او دل دادم
بی هراس و تردید ،باورش می دارم
چه دلی داشت ز من ، نتوان باور کرد
گله هایی می کرد که توانم کم کرد دوری چند روزه ، چقدر آزارش داد
که غریب و آشنا ، نام مجنونش داد
آن همه شادابی،ازوجودش دست شست
نا امیدی و درد ، روح او را آشفتگفت
که من چون آبم ، او وجودش تشنگی
حس و حال عشق او ، آخر آشفتگی
یعنی او تا این حد به دل من دل بست
که به روی هر کس راه عشقش را بست حاصل این دوری ، باور قلبم بود
قلب پر دردی که،در برش سخت آسود
دیدگاه ها (۳)

به یه نفر قول دادی باهاش بمونی ...دیگه حق نداری چراغ امید دل...

ﺷﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻴـــــﺎﻭﺭ ﺩﻧﻴﺎ ...ﻣﻦ ﺁﺭﺍﻡ ﺟﺎﻧﻰ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﻪ ﺷﻴﺮﻳـــــ...

آنـــــــــقــدردر تـــــــوغـــــــــرقـــــــشــــــــده ا...

من از تمام آسمان یک باران را میخواهماز تمام ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط