{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب باران می بارید…

شب باران می بارید…

باران که می بارد به تو مشتاق تر می شوم…

و از همین شوق بی چتر آمدم… ولی آمدم…

و تو نمی دانی که جه بارانی بود، چون نیامدی…

و باران می بارید…

آن شب تب کردم و تو هیچ نکردی…و باران می بارید…

و بالاخره دیشب مردم و حتی تو تب هم نکردی…
دیدگاه ها (۱)

خدایا نذاشتی با عشقم زندگی کنم!دمت گرم حداقل بذار با زندگیم ...

ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻻﯾﮏ ﮐﺮﺩﻧﺪﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ...ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﻣﮕﺮ ﺩﺭﺩ ﻫﻢ...

این جمله هاخیلی آرامش بخشهخودت راکه به خداسپردی؛ دیگرنگران ه...

به سلامتی کسی که تصور نبودنش تلخ ترین واقعیت زندگی منه .به س...

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماندچه باید گفت با آن‌کس ک...

آن پیچکهای یاغی، آرزو حاجی خانی

🌱🍒دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط