قهوهاش را که نوشید
قهوهاش را که نوشید
چشمانش را بست
آرام تکیه داد.
انگار کسی را به یاد آورده باشد...
میگریست.
چشمانش را بست
آرام تکیه داد.
انگار کسی را به یاد آورده باشد...
میگریست.
- ۳۶۴
- ۰۴ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط